مودرا رمزشناسی حالات دست در شمایل های بودایی

 

هنرنامه، فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه هنر، تابستان 1383، سال هفتم، شماره 23، صص. 17- 29.

 

 

 

 

18.  مودرا رمزشناسی حالات دست در شمایل های بودایی

چكيده

درك هنرهاي شرقي، خصوصاً هنرهاي ديني مشرق زمين، بدون آشنايي با مفاهيم نمادين مندرج در آن آثار، امري ناممكن است. كساني كه صرفاً با دانش «زيبايي شناختي» به مصاف درك چنين هنرهايي مي روند، دامنة فهم آنها از ظواهر آثار فراتر نمي رود. اين گونه برخورد با هنرهاي ديني شرق به مثابه اين است كه براي شناخت يك انسان به اطلاعات ظاهري، چون قد، وزن، رنگ مو و چشم ... بسنده كنيم و سرانجام ادعا نماييم كه انسان را شناخته‌ايم. هنرهايي بودايي، همچون اغلب هنرهاي ديني، سرشار از جزيياتي بوده كه هر يك باور معنايي گران و پيامي ژرف دارند. رمز شناسي هنرهاي بودايي، زبان درك مفاهيم آنهاست، و بديهي است كه بدون فرا گرفتن زبان، خواندن و فهم متون ميسر نخواهد بود. نويسندة اين سطور، چند سالي است كه طي درج مقالاتي (در اين نشريه و ديگر نشريات) در حد بضاعت خود به معرفي وجهي از وجوه بي شمار هنر و معماري ديني مشرق زمين همت گمارده و مقالة حاضر، گامي ديگر در ادامة گام هاي گذشته است.

ما در اين مقاله به زبان نمادين حالات دست-  كه زبان سانسكريت مودرا (Mudra) ناميده مي‌‌شوند-  پرداخته ايم. البته تعداد مودراها در شمايل هاي هندويي و بودايي بسيارند و پرداختن به همة آنها در يك مقاله نه ممكن و نه مطلوب است. از اين رو، از ميان مودراهاي رايج در شمايل هاي بودايي، هشت مودراي اصلي را برگزيده و در توصيف آنها كوشيده ايم. از آنجا كه شمايل نگاري زباني بصري دارد و صرفاً با اتكاي به توصيف هاي كلامي نمي توان حق مطلب را ادا نمود، براي هر یك از مودراهاي هشت گانه، مثالي تصويري نيز ارائه شده است.

مقالة مشتمل بر دو بخش عمده است :

در بخش اول، به تبيين واژه «‌مودرا» پرداخته ايم و جايگاه «‌مودرا» را در آداب ديني توصيف نموده ايم. بخش بعدي، كه پيكرة اصلي نوشتار را تشكيل مي دهد، به معرفي هشت مودراي اصلي اختصاص يافته است كه عبارتند از:

1- مودراي بي ترسي، 2- مودراي احسان، 3- مودراي تمركز، 4- مودراي چرخ قانون 5- مودراي مباحثه، 6- مودراي خرد اعلي، 7- مودراي لمس زمين، 8- مودراي نيايش

مودرا (Mudra)

«‌مودرا» واژه اي سانسكريت به معناي «‌نشان»، «‌علامت» يا «‌مهر» است. اين واژه به عنوان اسم خاص به حالات نمادين دست در رقص هاي هندي و پيكرهاي ديني – اساطيري هندويي و بودايي اطلاق مي شود. مودراهاي هندويي بسيار زياد و متنوع هستند، ليكن مودراهاي مرتبط با شمايل هاي بودايي محدودتر و شاخص ترند. البته آيين بودايي در خارج از سرزمين هند[1] (زادگاه بودا) گسترش بيشتري يافت و در شرق دور ريشه دواند و لذا بسياري از شمايل هاي بودا در كشورهاي واقع در شرق دور، خصوصا چين و ژاپن، ساخته و پرداخته شده اند. واژة معادل مودرا در چين، «‌شاو - يين» (show yin)، و در ژاپن «‌شو - اين» (shu- in) مي باشد.

سابقه و گسترش: ريشه اصلي حالات نمادين دست به رقص هاي آييني – اساطيري هند باز مي گردد. بسياري از اين رقص ها بازگو كنندة داستان هاي مرتبط با وادي خدايان و شخصيت هاي الهي هستند و مفاهيم مندرج در آنها مفاهيمي ژرفند، ليكن به تناسب نوع خاص بيان هنري در رقص (حركات بدن)، بدون كلام و صرفاً با اتكاي به رمزها و نشانه هاي بصري به ارتباط با مخاطب مي پردازند. شمايل ها به اين جهت كه صرفاً از طريق بصري با عبادت كنندگان ارتباط برقرار مي كنند و اينكه موضوع آنها انتقال مفاهيم و مضامين ديني – اساطيري است، از اين رو با رقص هاي آييني فصل مشترك دارند و لذا عجيب نخواهد بود كه در يابيم كه مودراهاي بودايي ريشه در رقص هاي هندويي دارند. مودراها به دو دسته كلي تقسيم مي شوند : «‌مودراهاي متحرك» (حالات و حركات دست يك انسان در حال انجام مناسك ديني يا رقص آييني) و «‌مودراهاي ثابت» (حالات نمادين دست در تمثال ها و شمايل ها).

اولين نمونة به دست آمده از پيكره هاي بودايي، كه منعكس كنندة حالات مودرا هستند، پيكره اي هندي، از بوداي تاريخي (Shakyamuni)، متعلق به قرن دوم ميلادي است. در حدود قرن هفتم ميلادي با گسترش نفوذ تانتريزم (Tantrism)، حالات دقيق و مشخصي از مودرا تعريف شد، كه هر يك حامل مفهومي خاص بود و قدرت جادويي مرموزي را در برداشت. از اين طريق بود كه نمادها به همراه آيين بودايي به شرق گسترش يافتند و در تبت، چين، اندونزي و ژاپن ريشه دواندند.[2]

مودرا و آداب ديني

همة اديان و آيين هاي مذهبي آدابي دارند كه با نوع خاصي از حركات بدن قرين است. مودرا در آداب بوديزم باطني (Esoteric Buddhism) مفهوم و معنايي وراي ظاهر حركات دارد، چرا كه هر حركت معرف شأني دروني است كه از ساحت حقيقت صادر شده است. فراگيري صحيح مودراهاي آييني و نيل از مرحلة طلبگي به مرتبة والاي پيشواي روحاني، دوراني پرمشقت و طولاني را طلب مي كند چرا كه هر مودرا در مرتبه حقيقي خود منعكس كننده يك مانترا (Mantra)[3] است.

شايد بتوان از اين لحاظ مودرا را تحقق بيروني يك «كلمه‌» (كلمه اي با قدرت سحرآميز) در قالب فرم جسماني توصيف نمود. به سخن ديگر، مودرا زماني به حقيقت خود نزديك مي شود كه اجرا كنندة آن، خود را با اصل «‌كلمه» منطبق نموده باشد، چه اگر چنين نباشد تاثير مودرا به نسبت درجة ناخالصي مجري آن كاهش مي يابد و چه بسا اثري وارونه بنمايد. چرا كه مانتراها (اوراد و كلمات سحرآميز) چنانچه عاري از توجه و حضور و بدون تسلط و مهارت به كار گرفته شوند مي تواند زيانبار باشند.

گفتيم كه واژة مودرا به معني «‌مُهر» است، مُهري كه اعتبار مانتراي مربوط به خود را تضمين مي كند، لذا استعمال غلط آن در واقع جادوي مندرج در كلمات (مانترا) را باطل مي كند و دخالت غير متعهدانه در امور نيروهاي كيهاني به شمار مي رود. از اين رو آموزش حركات مودرا، از سوي مرشد به مريد، همواره با آموزش و پرورش فردي همراه است و ظرايف پيچيدة آن چون رموزي مقدس از پيران طريقت به مريدان نيك سيرت منتقل مي شود.

مودراهاي اصلي در شمايل هاي بودا

هنربودايي در بارزترين وجه خود در پيكره هاي بودا جلوه كرده است. اين تنديس ها در طيف وسيعي از ابعاد و از مواد گوناگون ساخته شده اند.[4] حالات چهره نوع قرار گرفتن بدن (ايستاده، نشسته و خوابيده)، تزيينات و آرايشهاي متفاوت مو و ...، هر يك مي توانند موضوع يك پژوهش مستقل باشند. از آنجا كه مودراها حامل مفاهيم نمادين و ژرفي در شمايل هاي بودا هستند، در اين مقاله به معرفي مودراهاي شاخص پرداخته مي شود.

مودراهاي ثابت (حالات دست در شمايل هاي بودا) را مي توان به هشت دسته اجمالي به شرح زير تقسيم نمود :

1-     ابهايا مودرا (Abhaya - mudra) يا «‌مودراي بي ترسي» [5] : (تصاوير 1 الف و 1 ب) در اين حالت، دست راست بلند شده در حالي كه كف دست به سوي مخاطب است. اين مودرا، مخاطب را به آرامش و سكون دعوت مي كند، به او اطمينان مي دهد كه در حريم امن قرار دارد و نبايد خوفي در دل راه دهد. اين حالت دست از رايج ترين نمادهاي جسماني در تمثال‌هاي ديني است : تمثال هاي اهورامزدا اغلب به همين حالت تصوير مي شوند. پيكره‌هاي امپراطوران روم در هنرهاي مسيحي نخستين، همچنين تمثال هاي عيسي (ع) و حواريون نيز به كرات با­هميت حالت دست تصوير شده اند. در مشرق زمين، اين حالت دست – در پيكره هاي خدايان و قدسيان – به وفور ديده مي شود و در هند شمايل هاي بي شماري از برهما، شيوا، ويشنو، كريشنا و ديگر ايزدان در اين حالت ساخته شده اند.

 

تصوير 1- مودراي بي ترسي (Abhaya-Mndra)

تصوير 1- ب : پيكره بوديساتوامايتريا (Bodhisattva Maitreay) در حالت مودراي بي ترسي هند، سبك گاندها را.

مرجع تصوير : كتاب The Buddha Image : Its Origin and Develop

اولين تمثال هندي بودا كه قدمت آن به قرن دوم ميلادي باز مي گردد، همين حالت را نشان مي دهد. در «‌مودراي بي ترسي» (ابهايا مودرا) دست چپ در حالت افقي است، كف دست رو به بالاست و با آرامش بر پاها و دامن بودا قرار دارد.

واژة معادل «ابهايا مودرا» در زبان ژاپني «‌سموي اين» (Semui-in)‌ است. اين حالت ضمن القاي «‌بي ترسي» نمادي از شان «‌قانون گذاري» (lawgiving) است : تنديس بودا به عنوان شارع آيين بودايي و مروج دهارما (Dharma)[6] نيز در همين حالت ديده مي شود. لذا حالت abhaya-mudra بودا را از يك سو به عنوان «‌شارع و قانون گذار» معرفي مي كند و از سوي ديگر وي را در مسند «محافظ‌ برقرار كننده امنيت» نشان مي دهد. شمايل هاي ابهيا مودرا معمولا در حالت نشسته هستند.

افسانه مرتبط با ابهايا مودرا

در متون بودايي، افسانه اي نقل شده است كه به استفاده از نماد «‌بي ترسي» توسط بودا اشاره دارد. براساس اين افسانه، بودا برادري (پسر عموي) داشت به نام دواداتا (Devadatta) كه به بودا رشك مي ورزيد. با افزايش محبوبيت بودا و زياد شدن مريدان، بر رشك دواداتا نيز افزوده شد. اين دشمني تا حدي پيش رفت كه قصد هلاك بودا كرد. روزي فيلي رميده، خشمگين و غول پيكر را به سوي بودا روان كرد. بودا وقتي فيل خشمگين را ديد كه به سويش مي آيد، دست راست خود را به حالت «ابهايا- مودرا» بلند كرد و با آرامش در فيل نگريست، خشم جانور را فرو نشاند و آن را آرام كرد. «ابهايا مودرا» نمادي است در بر دارنده آرامش و سكون دل براي همه آنهايي كه به ساحت دهارما روي مي آورند.[7]

2- وارادا- مودرا (Varada-mudra) يا «‌مودراي احسان»[8]: (تصاوير 2 الف و 2 ب)

اين مودرا با دست چپ اجرا مي شود در حالي كه دست راست مي تواند حالت هاي متفاوتي داشته باشد، اما معمولاً با مودراي پيشين (مودراي بي ترسي يا ابهايا مودرا) همراه است. در اين وضعيت، دست چپ حالتي درست مخالف جهت دست راست دارد، يعني انگشتان دست كشيده به طرف پايين و كف دست كماكان به سوي مخاطب است. بازو و آرنج دست چپ در حالت «‌وارادا- مودرا» ممكن است رها و آويزان باشد با اينكه قدري به طرف جلو خم شود. تعداد شمايل هايي كه نمايانگر اين حالت باشند زياد نيستند. گاهي نيز جاي دستها عوض مي شود و وارادا موردا با دست چپ اجرا مي شود.

 

تصوير 2 الف : مودراي احسان (varada-Mudra)

تصوير 2 ب : تمثال بوديساتوا با چند دست، مس با روكش طلا، تعبيه شده با جواهرات. نپال، قرن 18 الي 19 ميلادي ااندازه 67*5.39*32 سانتي متر

در اين مجسمه دست راست بوديساتوا به حالت مودراي احسان (varada-Mudra) است.

مرجع تصوير : Treasures of Tibetan Art, Pl.79

«وارادا - مودرا‌» نمادي از صدقه، رحمت و احسان است. به شمايل هايي كه داراي اين ويژگي هستند، «‌قدرت برآوردن حاجات» نسبت داده مي شود. اغلب شمايل هاي آوالوكيتشوارا (Avalokiteshvara)[9] در حالت ؟ ديده مي شوند[10] شمايل ايزدان آيين «‌هندو» شامل ويشنو، شيوا، برهما، كريشنا و برخي ديگر از خدايان نيز در اين حالت ديده مي شوند.

رمزهاي پنج انگشت : پنج انگشت كشيده در اين مودرا نمادي هستند از پنج مرتبه از كمال شامل :

- سخاوت

- اخلاق

- صبر

- همت

- تمركز و مراقبه

هنگامي كه «‌مودراي احسان» (varada mudra) با «‌مودراي بي ترسي» (abhaya-mudra) آميخته مي شود در زبان ژاپني آن را «‌سگان سموي - اين» (Segan Semui-in) يا «‌يوگان سموي - اين» (Yogan Semui-in) مي خوانند.[11]

3- دهيانا مودرا (Dhyana – mudra)، «‌مودراي تمركز»[12] (تصاوير 3 الف و 3 ب)

دهيانا – مودرا در چند حالت ديده مي شود. در رايج ترين حالت، دست راست، گشوده و با انگشتان كشيده، روي دست چپ قرار مي گيرد و مجموعة دو دست در حالتي بدون تنش (كف دست رو به بالا) در جلوي فرد به مراقبه نشسته، بر دامن و تكيه دارند.

در برخي از تمثال ها، دست ها در سطح شكم و در برخي ديگر درسطح نشيمنگاه قرار گرفته‌اند. «‌دهيانا – مودرا»، مودراي تمركز بر قوانين حاكم بر هستي است و نيت سالك در اين حالت نيل به كمال روحاني است. براساس اقوال منقول در روايات، بودا در زماني كه زير درخت مشهور به درخت تنوير، به مراقبه و تمركز مشغول بود، دستانش در حالت «‌دهيانا - مودرا» (مودراي تمركز) بودند. وي در اين حالت به مرتبة تنوير و اشراق رسيد. مرتاض ها و پيروان طريقت يوگا نيز در حال مراقبه، اين حالت را اختيار مي كنند. «‌مودراي تمركز» براي شخص به مراقبه نشسته، تعادل فكري، آرامشِ حواس و سكون ِ دل به ارمغان مي آورد.

نام ديگر اين مودرا «‌پادماسانا- مودرا» (padmasana - mudra) است.[13] در برخي از شمايل هاي بودا، حالت دستان در «‌مودراي تمركز» (دهيانا- مودرا) به طوري است كه نوك انگشتان شست، يكديگر را لمس مي كنند و در نتيجه فضايي مثلثي شكل در اين بين ايجاد مي شود. دو ضلع جانبي اين مثلث، انگشتان شست هستند و قاعدة آن : انگشتان دو دست كه روي هم قرار دارند.

 

تصوير 3 الف : دو حالت دست براي مودراي تمركز (Dhyana -mudra)

تصوير 3 ب : پيكره فلزي آميتابابودا (بوداي نور بي انتها) با روكش طلا، چين يا تبت «‌قرن 15» 16 ميلادي، اندازه 5/18*6/26 سانتيمتر

در اين مجسمه، بودا در حالت مودراي تمركز (Dhyana –mudra)، نشسته بر تخت لوتوس تصوير شده است.

مرجع تصوير : Treasures of Tibetan Art p.58

اين فضاي سه گوش، نماد «‌سه گوهر بودايي» (Three Jewels of Buddhism) است،[14] اين سه گوهر عبارتند از :

- شخص بودا

- قانون دهارما

- اجتماع سانگا[15]

حالت ديگر «‌مودراي تمركز»، در تمثال هايي ديده مي شود كه انگشتان هر دست با شست همان دست يك حلقه مي سازند و دو حلقه در مقابل هم، تركيبي قرينه و متوازن به وجود مي آورد. حلقه هاي ايجاد شده معرف «گردونة قانون الهي» (Wheel of Divine Law) است.

4- دهارما چكرا – مودرا

(Dharma chakra mudra)، مودراي چرخ قانون[16]: (تصاوير 4 الف و 4 ب)

واژة «‌چكرا» (Chakra Cakra) در سانسكريت به معناي چرخ است و با واژه «‌چرخ» در زبان فارسي از يك ريشه است. «‌چكرا» اساساً نمادي از گردش سال است و با خورشيد ارتباط دارد. (عبارت «‌چرخ فلك» در فارسي نيز با همين مضمون مرتبط است.) در شمايل‌هاي هندويي و بودايي، هنگامي كه تمثال چرخ را به دست دارد، نمادي از استيلاي وي بر نيروهاي كلي جهاني است و به سخن ديگر وي بر «‌چرخ فلك» مسلط است و لذا او را «‌چكراورتين»[17] مي خوانند. در شمايل نگاري هندويي، ويشنو (Vishnu)[18] ايزد محافظ كاينات، چرخ را به دست دارد. اين نقش (گردانندة چرخ فلك) در هنر بودايي به شمايل هاي بودا منتقل شده است.

نماد «‌چرخ» در مراحل اول شكل گيري هنر بودايي، معرف شخص بودا بوده و رفته رفته اين نماد به عنوان مظهر «‌دهارما» (Dharma) مورد توجه قرار گرفت و «‌چرخ دهارما» (Dharma-Cakra) خوانده شد. همان گونه كه قبلاً گفته شد «‌قانون دهارما» قانوني الهي و ازلي است و در كلام اسلامي ما به ازاي آن، «سنت الهي‌» است چرا كه در «‌قانون الهي دهارما» هيچ تغيير و تحولي رخ نمي دهد و همچون طلوع و غروب آفتاب كه حدودش ثابت و خارج از دست انسان است، قانون دهارما نيز لايتغير است.[19] «‌دهارما» به معناي «‌تعاليم بودا» نيز هست و لذا «‌مودراي چرخ قانون» (دهارما چكرا - مودرا) با تعليم و آموزش مرتبط است. لذا آن را «‌مودراي آموزش» نيز خوانده اند. در اين مودرا – كه معمولا با دست راست انجام مي شود، نوك انگشت شست و انگشت نشان، يكديگر را لمس مي كنند و حلقه اي به وحود مي آورند. اين حلقه از يك سو نشان چرخ دهارما است و از سوي ديگر حالت تعليم را نشان مي دهد. دربسياري از شمايل ها، انگشتان دست چپ، دست راست را لمس مي كنند. حالت تركيب دو دست، بيشتر حالت آموزش و تعليم را تداعي مي كند. گاهي اوقات حالت حلقه (چرخ) با هر دو دست ايجاد مي شود.

 

تصوير 4 الف : مودراي چرخ قانون (Dhyama chakra -Mudra)

تصوير 4 ب : پيكرة فلزي بوداي تاريخي (Shakyamuni-Buddha) با روكش طلا چين، قرن 16-17 ميلادي اندازه : 5/26* 35 سانتيمتر

در اين پيكرة كوچك، بودا در حال مودراي تمركز يا مودراي تعليم، نشسته بر تخت لوتوس ديده مي شود.

مرجع تصوير : Treasures of Tibetan Art,p.4.

«‌مودراي چرخ قانون» به زبان ژاپني «‌تمبورين - اين» (temborin-in) گفته مي شود. شمايل هاي ژاپني در اين حالت، بودا را در حال ترويج و تعليم قانون الهي دهارما معرفي مي‌كند.[20]

5- ويتاركا – مودرا (Vitarka-mdra) «‌مودراي مباحثه»[21] (تصاوير 5 الف و 5 ب)

به اين مودرا، «‌مودراي استدلال» يا «‌مودراي تعليم» نيز گفته مي شود، و قرابتي با «‌مودراي دهارماچكرا» (شماره 4) دارد. اين مودرا در برخي شمايل ها با دست راست و در بعضي ديگر با دست چپ ديده مي شود. در تعدادي از تمثال ها هم، هر دو دست در حال اجراي اين مودرا هستند. در حالت اخير، نوك انگشتان دست راست به سوي بالا و نوك انگشتان دست چپ به سوي پايين است و نوک انگشتان شست و انگشت نشان هر دو دست، به يك ديگر متصل شده، حلقه اي را تشكيل مي دهند. كف هر دو دست رو به مخاطب است، دست راست تا ارتفاع شانه بالا مي آيد و دست چپ، هم ارتفاع نشيمن است.[22] در برخي شمايل‌ها تنها دست چپ در جلوي بدن برپاها تكيه كرده و دست راست به حالت «‌ويتاركا مودرا» افراشته شده است.

 

تصوير 5 الف : مودراي مباحثه (vitarka-Mudra)

تصوير 5 : پيكرة ايستاده اوالوكيتشوارا (Avalokitesvara) از جنس مفرق و نقره كشمير، قرن 10 الي 11 ميلادي بلندي 34 سانتيمتر

مرجع تصوير : Tibetan Art, pl.33

در معدودي از شمايل ها انگشت نشان و انگشت كوچك مستقيم و كشيده هستند و دو انگشت وسط حالت منحني دارند، در حالي كه دست چپ رو به بالا، و دست راست رو به پايين است.[23]

در تعدادي از شمايل ها هم ديده شده كه به جاي انگشت نشان، يكي از دو انگشت مياني (انگشت نشان يا انگشت كوچك) به شست متصل مي شوند و حلقه را تشكيل مي دهند.

از مفاهيم مرتبط با اين مودرا «صلح و صفا» است و به همين واسطه در برخي از منابع از اين مودرا به عنوان «مودراي صلح و صفا» نيز ياد شده است. توضيح اينكه در «‌مباحثه»، «‌استدلال» و «‌تعليم»، نيروي مقدس «‌كلمه» به كار مي رود و «كلمه‌» (كلام مقدس) با خود صلح و صفاي باطني را حمل مي كند. جان تشنة سالك با شنيدن «‌كلمه»، كه از طريق «‌مباحثه»[24] و «‌استدلال» به او «‌تعليم» داده مي شود، آرام مي گيرد. تشويش و ترديد، جاي خود را به سكون و اطمينان مي بخشند و حلقه اي از آرامش و صفا، وجود شنونده را در بر مي گيرد. پس او كه تعليم يافته، و قداست «‌كلمه» را دريافته، به وادي هدايت راه يافته است. اين حالت دست در اغلب فرهنگ هاي مستقر در مناطق ساحلي مديترانه و همچنين در كشورهاي خاور نزديك و خاور دور با «‌كلمه» و «‌تعليم» مرتبط است.[25]

واژه معادل «‌ويتاركا مودرا» در زبان ژاپني «‌ani-in» يا «‌raigo»[26] است.

6- واجرا – مودرا (Vajra-mudra) «‌مودراي خرداعلي»[27] (تصوير 6 الف و 6 ب)

نام هاي ديگر اين مودرا، «‌مودراي مشت خرد» و «‌مودراي شش عنصر» است. واژه سانسكريت «‌واجرا» (Vajra) به مفهوم آذرخش است و نمادي است از فنا ناپذيري و جاودانگي.

واژه معادل «‌واجرا مودرا» در زبان ژاپني «‌chiken-in» است.

«‌واجرا» از جنگ افزارهاي رايج در ميان شخصيت هاي اساطيري هند است و استفاده از آن در شمايل هاي ايزدان هندو، مثل ويشنو – بسيار ديده شده است. دو سر «‌واجرا» (در قالب جنگ افزار) به صورت دو مشت است. قدرت نابود كننده و اجرا مربوط به عالم ماده نيست و از اين رو، قواي غير الهي، ياراي مقاومت در مقابل اين حربه را نخواهد داشت.

در شمايل نگاري بودايي، «‌واجرا» در حالات دست بودا جلوه اي نمادين به خود گرفته است. و اجرا در اينجا سلاحي است كه نيروي نهفته در آن، «‌خرداعلي» است و از آنجا كه اين خرد، نابود كنندة شور و تشويش ناشي از جهل و غلفت است، آن را «‌مودراي مشت خرد» (mudra of knowledge fist) ناميده اند.

در اين مودرا، دست راست، مشت مي شود در حالي كه شست در ميان انگشتان پنهان است.

 

تصوير 6 الف : مودراي خرد اعلي

تصوير 6 ب : تمثال سنگي بودا در حالي كه گروبيان برفراز سر او در پروازند و آماده نهادن تاج وارستگي برسر او، سبك گاندهارا، در اين نقش برجستة زيبا او در حالت «‌مودراي خرد اعلي» نشسته به تخت لوتوس ديده مي شود.

مرجع تصوير :

The Buddha Image its Origins and Development Pl.50b

 انگشت نشان به سوي بالا بلند شده و كف دست به سوي بيرون يا پايين است. دست چپ نيز مشت مي شود (كف دست به طرف درون يا بالاست) و انگشت نشان دست راست را در خود جاي مي دهد و شست دست چپ باز است.[28]

گفتيم كه نام ديگر اين حالت «‌مودراي شش عنصر» است. لازم به توضيح است كه جهان شناسي هندويي، بر خلاف نگرش رايج، كه براي عالم، چهار عنصر قايل است، جهان را متشكل از پنج عنصر مي داند كه عبارتند از : آب، آتش، خاك، هوا و اثير (در برخي منابع بجاي اثير «‌فلز» آمده است). به اين پنج عنصر، كه به طور نمادين در پنج انگشت دست چپ جلوه گر شده اند، عنصر ششمي نيز افزوده مي شود كه همانا «‌معرفت معنوي» است كه به طور نمادي در انگشت نشان دست راست متجلي است.

اين عنصر ششم (انگشت نشان دست راست) در ميان پنج عنصر جهان ماده (پنج انگشت دست چپ) پنهان است ولي جان آن پنج عنصر ديگر است، چه اين «معرفت معنوي‌» است كه به دانش هاي مادي ارزش مي بخشد و آنها را به كمال مي رساند. جهان پنج عنصري، جهاني مملو از كثرات، غرقه در تشويش و ترديد، نامتحد و از هم گسيخته است اما آنگاه كه اين عنصر ششم فرا مادي كه «‌فناناپذير» و قدرتمند است به عناصر ديگر پيوست، كثرت راه وحدت رهنمون مي شود، گسيختگي را به وصلت مي كشاند و دوگانگي ترديد را به يگانگي توحيد مي رساند. نام ديگر اين حركت، «‌جنانا - مودرا» (Jnana-mudra) است.[29]

مفهوم «‌واجرا مودرا» در ديدگاهي تانترايي: سنت ديني تانترايي (tantrism) از سنن باستاني هند است كه در قرن هفتم ميلادي صورت نظام يافته اي به خود گرفت. اين مكتب در جريان تحول تاريخي خود، بر دو مكتب بوديزم و هندوئيزم تاثير گذاشت. از ديدگاه تانترايي نيروهاي جنسي (مذكر و مونث) ريشه در عالم ماوراء ماده دارند و در عالم طبيعت نيز نقشي كليدي ايفا مي كنند. در تانتريزم دو جريان اصلي وجود دارد : يكي «واماچارا» (vamachara) كه به جريان دست چپ شهرت دارد و پيروان آن خود را به نيايش نيروي مونث (الهه ها و ايزد بانوان) معطوف مي دارند و جريان دوم «داكشينا چارا» (dakshinachara) يا جريان دست راست است كه پيروانش ايزدان مذكر را نيايش مي‌كنند.[30] در هر حال كمال هر چيز در عالم، در گروءِ زماني است كه نيروي مذكر و مونث به يگانگي مي رسند. «مودراي خرد اعلي‌» (واجرا مودرا) در آيين تانترايي، نمادي از يگانگي ميان نيروي مذكر و مونث است و لذا رمزي است از كمال مفهوم اين نماد با شمايل هاي «‌يب – يام» (Yab-yum) ارتباط دارد. واژة yab-yum در زبان تبتي به معناي «‌پدر و مادر» است. در اين گونه شمايل ها، ايزدي مذكر (كه نماد آسمان است) در حالت مراقبه نشسته و در آغوش او ايزدي مؤنث (كه نماد زمين است) قرار دارد. اين ‌هم آغوشي، معرف وصلت مقدس ميان نيروهاي ماوراي ماده و ماده است.[31]

7- بهومي سپارشا مودرا

(Bhumisparsha- mudra)، «‌مودراي لمس زمين»[32] (تصاوير 7 الف و 7 ب) «‌مودراي لمس زمين» حالتي است كه با دو دست انجام مي شود.

دست راست آزادانه از روي زانو آويخته مي شود به طوري كه سرانگشت (يا سرانگشتان)، زمين را لمس مي كنند. در اين حال، دست چپ به صورت باز و كف دست رو به بالا، در دامن بودا قرار مي گيرد. اين «‌مودرا» با واقعه اي از زندگي بودا ارتباط دارد كه در افسانه ها و متون بودايي نقل شده است. مطابق اين روايات، هنگامي كه بودا زير درخت تنويز (bodhi tree) به مراقبه نشسته بود، شياطين – به سركردگي «‌مارا» (mara)، بر وي هجوم بردند تا در تمركز او خلل ايجاد نمايند.

«‌مارا» معادل «‌اهريمن» و «‌شيطان» در اديان سامي استو او با تمسك به حيله هاي گوناگون و استفاده از گرايشات نفساني انسان، تلاش مي كند كه فرد سالك به مراقبت نشسته را بفريبد و در حال حضور او رخنه كند. «‌مارا» دختران زيبا و دلربايي دارد و آنها را به راهزني معنوي زاهدان مي فرستد.[33] در روايات آمده است كه دختران «‌مارا» در پيش روي گوتاما (بودا)، هنگامي كه در حال مراقبه بود، به دلربايي و رقص هاي فريبنده مشغول شدند تا او را از نيل به مرتبة اشراق باز دارند. اما بودا همچنان در عمق تمركز معنوي خود باقي ماند. وي در اين حال انگشتان خود را به زمين ساييد و «‌زمين» را به شهادت خواست تا گواهي دهد كه به رغم كشش هاي نفساني و فريبندگي زيبا رويان رقصنده، همچنان به مراقبه ادامه داده و حال حضور روحاني خود را در نباخته است. زمين (كه در اينجا مظهر قواي عالم است) در پاسخ به در خواست بودا و تاييد حقانيت وي، صدای مهيب رعد را طنين افكن كرد و به پايمردي او گواهي داد.[34] به همين دليل اين مودرا را «‌مودراي شهادت زمين» (Earth as Witness) نيز ناميده اند.

 

تصوير 7 الف : مودراي لمس زمين (Bhumisparsha-Mudra)

تصوير 7 ب : پيكره سنگي بودا در خال مراقبه، زير درخت تنوير، گاندهارا، در اين پيكره، بودا در حالت مراقبه بر روي تخت لوتوس نشسته و دست هاي او «‌به حالت مودراي لمس زمين» قرار گرفته اند.

مرجع تصوير :

The Buddha Image its Origins and Development pl.5d

اين مودرا از رايج ترين مودراهاي شمايل بودا در تمام خاور دور به شمار مي رود. نكتة حايز اهميت در مورد اين مودرا اينكه، بر خلاف ديگر مودراها كه براي نمايش شخصيت هاي مختلف اساطيري و ديني هندويي و بودايي استفاده شده اند - «‌مودراي شهادت زمين»، منحصراً به شخص بودا، به عنوان يك شخصيت تاريخي (Sakyamuni)، ارجاع دارد. وي (گوتاما) پس از موفقيت در تسلط بر نفس در اين مرحله، نهايتاً به مرتبة والاي اشراق و تنوير (Enlightenment) نايل گشت و به بودا (آنكه به مرتبة تنوير رسيده است) ملقب شد.

 در تعدادي از شمايل هاي «‌مودراي شهادت زمين»، كاسه اي در دست چپ بودا قرار دارد.[35] اين كاسه كه «كاسة صدقات» است، اشاره به دوره اي از زندگي «سيدهارتا» (بودا) دارد كه زندگي شاهزادگي را رها كرد، از دربار پدر رو به كوه و جنگل نهاد و در پي يافتن حقيقت روان شد. او اوقات خود را به تمركز و مراقبه و رياضت سپري مي كرد و دايم در سفر بود. در اين ايام نيازهاي اوليه و قوت اندك خود را از طريق صدقات و كمك هاي مردمي تامين مي‌كرد. «‌كاسة گدايي» (صدقات)، به اين مرحله از زندگي تاريخي بودا اشاره دارد و ضمنا ارائه طريقي براي راهبان بودايي است كه مي بايست بر نفس خود غلبه كنند و براي كشتن تكبر و غرور، دوره اي از زندگي خود را به «‌دوره گري» و گدايي بپردازند.

8- انجالي – مودرا (Anjali-Mudra)، «‌مودراي نيايش»[36] : (تصاوير 8 الف و 8 ب) «‌انجالي مودرا» رادر ترجمه ها، با عناوين «‌مودراي احترام»[37] و «‌مودراي درود»[38] آورده اند.

 

تصوير 8 الف : مودراي نيايش (Anjali-Mudra)

تصوير 8 ب : پيكرة آوالوليتشوارا، در حالت مودراي نيايش، مفرغ مس كوب و نقره كوب و جواهر نشان با مرواريد فيروزه، تبت، قرن 12 ميلادي، بلندي : 17 سانتيمتر

مرجع تصوير : Tibetan Art Pl.6d

اين حالت دست، نه تنها در ميان پيروان اكثر اديان شرقي پديده اي رايج و شناخته شده است، بلكه به عنوان ‌سلام و درود در معاشرت هاي روزمره نيز به كار مي رود. در «‌انجالي - مودرا» كف دو دست به حالت عمودي به هم متصل مي شوند و تا ارتفاع سينه – و گاهي تا زير چانه – بالا مي آيند مشابه همين حالت، ميان مسيحيان و به هنگام دعا، رواج دارد.

در هند و ژاپن براي اداي احترام به شمايل ايزدان، بودا يا قديسان در معابد، از همين حالت استفاده مي شود.

اين مودرا معمولاً براي اداي احترام و ابراز ارادت و بندگي – از سوي يك فرد عابد ارادتمند، به فرد، مقام يا نيروي بالاتر و والاتر – اجرا مي شود. لذا شمايل ها و تمثال هاي شخص بودا و ايزدان طراز اول آيين هندو در اين حالت ساخته و پرداخته نمي شوند.

در تمثال هاي هندويي، معمولاً شخصيت هايي نظير «‌هانومان» (Hanuman)[39] و «‌گارودا» (Garuda)[40] در حالت «‌انجالي - مودرا» به نمايش در مي آيند. همچنين «‌رامانوجا» (Ramanuja) فيلسوف و معلم نامدار هندي (تاميل) كه در سال 1137 ميلادي وفات يافت – در اين حالت تصوير شده است.[41]

در شمايل نگاري بودايي، قديسان و بوديساتواها اغلب در اين حالت به نمايش در مي آيند. بوديساتوا (Bodhisattua) واژه اي به زبان پالي (Pali) است و به معناي كسي است كه به مرحلة اشراق رسيده و يا در راه رسيدن به اين مرتبة معنوي والاست. در شمايل نگاري بودايي، در پيكره هاي گروهي، عموماً شخص بودا توسط عده اي از بوديساتواها احاطه شده است (معمولاً بودا نشسته و بوديساتواها ايستاده است). يكي از حالات رايج دست براي بوديساتواها در چنين وضعيتي «انجالي- مودرا» است. اين حالت، ارادت و ابراز بندگي قديسان و بوديساتواها را نسبت به مرشد و پيشوايشان نشان مي دهد. «انجالي - مودرا» را در زبان ژاپني كونگوگاسشو (kongo - gassho) مي نامند.

در برخي از شمايل ها ديده شده است كه سرانگشتان يك دست در لابلاي انگشتان مقابل قرار مي گيرند. اين حالت، رمزي از يگانگي ميان دو ساحت و مادي است.[42] برخي از منابع، حالت اخير را تحت عنواني مجزا و نامي متفاوت آورده اند و آن را «واجراپراداما - مودرا» (Vajrapradama -Mudra) خوانده اند.[43] مفهوم نمادين مودراي اخير «اعتماد به نفس بدون تزلزل» است.  

منابع و ماخذ

- Thomas, E.J., The life of Buddha as Legend and History, London, 1949.

- Werner, karel (ed). Symbols in Art and Religion, Delhi 1991.

- John Murvay, Jamesltall Illustrated Dictionary of Symbols in Eastern and Western Art, London

_ Jan knappert, An Encyclopedia of Myth and Legend, Indian Mythology

- Nitiiikumar, Mudras of the great Buddha: Symbolic Gestures and postures, Article of The month August 2001, www.exotlcindia. Com

- Dr. Radma Sudhi, Symbols of Art, Religion and Philosophy, New Delhi, 1988.

- Mudra" by Dale Sunders, in the "Encyclopedia of Religion" (ed.M.Eliade), Ny, 1987."

- Mark schumacher,www.onmarkproductions.com /html/mudra_Japan. Shtml

- Fredrick W. Bunce, A Dictionary of Buddhist and Hindu Iconography , New Delhi 1997

- Anna L. Dallpiccola , Dictionary of Hindu Lore and Legend, London,2002

- Singh, Nagendra Kr. (ed.), international Encyclopedia of Buddhism, New Delhi, 1997.

- امير حسين ذكرگو، تحول شمايل نگاري بودايي در امتداد جادة ابريشم، هنرنامه، پاييز 1378، سال دوم، شمارة 4

- امير حسين ذكرگو، از كوروش تا آشوكا : سيري تطبيقي در هنرهاي باستاني و باورهاي ديني هند و ايران، هنر نامه، پاييز 1377، سال اول، شماره 1

- امير حسين ذكرگو، اسرار اساطير هند، فكر روز، 1377

- امير حسين ذكرگو، ترجمه و تحقيق، مقدمه اي بر هنر هند، آناندا كوماراسوامي، فرهنگستان هنر و انتشارات روزنه، 1382.

منابع تصوير

- Y.Krishan

The Buddha Image: Its Origins and Development New Delhi 1996.

- Barbara Lipton and Nima Dorjee, Ragnubs Treasures of Tibetan Art: Collection of Jacques Marchis Museum of Tibetan Art New York, Oxford, 1996

- Amy Heller

Tibetan Art, Milan, Italy, 1999.

- John Murray

James Hall Illustrated Dictionary of Symbols in Eastern and Western Art, Illustrated by chris puleston, London,1994.

فهرست واژه هاي سانسكريت (راهنماي اِعراب گذاري )

Mudra

Abhaya_ Mudra

Varada_ Mudra

Dhyana_ Mudra

Padmasana_ Mudra

Temborin_in

Vitarka_ Mudra

Vajra_ Mudra

Jnana_ Mudra

Dakshina chara

Bhumisparsha_ Mudra

Anjali_ Mudra

Gaduda

Vajrapradama_ Mudra

Kongo_gassho

 



[1] محل دقيق تولد گوتوما بودا، شهر لومبيني است كه اكنون در كشور نپال واقع شده است.  

[2] John Murray, Hall's Illusxtrated Dictionary of Symbols in Eastern and Western Art, London, 1994, P.131

[3]  مانترا (mantra) به معناي وردي جادويي است كه با آوا همراه است. كلمات و اصوات، هر يك داراي نيرويي دروني و مرموزاند. هنگامي كه اين دو با هم تركيب مي شوند، با هر تركيبي نوعي نيروي كيهاني انگيخته مي شود.

در كتب مقدس ودا (vedas)، مانتراها آياتي براي فراخواندن خدايان، به منظور رفع بلايا و عمر طولاني هستند، در برخي موارد اصواتي كوتاه و بدون معنايي خاص، در اول و آخر اين آيات خوانده مي شوند. اعتقاد بر اين است كه اين اصوات نيرويي جادويي در خود دارند. مانترا مي تواند شامل يك صدا، يك كلمه و يا گروهي از كلمات باشد كه نيايش كنندگان يا آن را با آواي بلند و كوتاه قرائت مي كنند و يا در سكوت و مراقبه، حواس خود را بر آن متمركز مي سازند. انجام صحيح و مكرر مانتراها با حضور و مراقبۀ كامل و با آداب و تشريفات مشخص، مسير ارتباط را ميان انسان با رب النوع خاص مي گشايد. فرا گرفتن و انجام مانترا مي بايست از طريق «مراد» طي آدابي خاص به «مريد» منتقل شود.

اين آموزش كه با نوعي «اجازه» از سوي «پير» همراه است، نيروي جادويي مندرج در آواها و كلمات را فعال مي كند.

 

[4] براي مطالعة بيشتر مراجعه كنيد به «تحول شمايل نگاري بودايي در امتداد جاده ابريشم»، امير حسين ذكرگو، هنرنامه، پاييز 1378، ساده دوم، شماره 4، صص 21-4.

[5] Mudra of Fearlessness

[6] Dharma : دهارما را مي توان اجمالاً ‌»حقيقت» يا «سنت الهي» ترجمه كرد. اين واژه در بردارندۀ مفهوم قوانين ديني و خصوصاً تعاليم بودا نيز هست.

[7] Nitinkumar, Mudras of The Great Buddha: Symbolic Gestures and Postures, Article of the Month, August 2001, www.exoticindia.com

[8] Mudra of charity, Blessing or Offering

[9] Hall's illustrated Dictionary ....P.132

[10] Avalokiteshvara

[12] Mudra of concentration

[13] Dr. Radma Sudhi, Symbols of Art, Religion and philosophy, New Delhi, 1988, P.68

[14] Nitin Kumar, "Mudras of The Great Buddha": Symbolic Gestures and Postures.

http: //www.exoticindia.com

 

[15] واژه سانگا (Sangha) به معناي گروه و اجتماع است. اين واژة به عنوان اسم خاص به اجتماع راهبان يا راهبه هاي بودايي اطلاق مي شود كه به درجه اي از اشراق رسيده اند.

[16]  Mudra of The wheel of law

[17] چكراورتين (chakravartin) از القاب منتسب به شخصيت هاي الهي است و معني آن «دارنده چرخ»‌ است. منظور از «چرخ» گردونة هستي است و دارندة چرخ، كسي است كه از سوي خداود مبعوث شده تا به اتكاء او، چرخ ناموس الهي بر محور خود استوار بماند. براي مطالعه بيشتر در مورد «‌چكراورتين» مراجعه كنيد به «از كوروش تا آشوكا : سيري تطبيقي در هنرهاي باستاني و باورهاي ديني هند و ايران»، امير حسين ذكرگو، هنرنامه، پاييز 1377، سال اول شماره 1، صص 19-2.

[18]  ويشنو، يكي از سه ايزد اصلي در تثليت هندويي (شامل برهما، شيوا و ويشنو) است. اين ايزد، خصوصاً در هند شمالي، مرتبه اي والاتر از آن دو ديگر دارد. چه اوست كه ايزد محافظ كاينات است و بقا و دوام جهان به او وابسته است.

[19] براي مطالعۀ بيشتر در مورد نماد شناسي چرخ در آيين بودايي، رجوع كنيد به «تحول شمايل نگاري بودايي در امتداد جاده ابريشم»، هنر نامه، پاييز 1378، سال دوم شماره 4 (صص-21-5)

[20] Mudra" by E. Dale Sunders in the "Encyclopedia of Religion" (ed . M . Eliade) Ny, 1987 "

[21] Mrdra of Argumentation and Appeasement

[22]  Mark Schumacher, www. Onmarkproductions.com/ html/mudra - japan, shtml

[23] همان

[24]  E.Dale Sunders in the "Encyclopedia of Religion"

[25] همان

[26] Mark Schumacher,www...

[27] Mudra of Supreme Wisdom

 

[28]  Fredrick W. Bunce, A Dictionary of Buddhist and Hindu Iconography , New Delhi 1997

[29] واژة سانسكريت Jnana به معناي معرفت و دانش است. اين واژه در مضامين ديني به معناي «دانش الهي» است چرا كه تنها اين نوع معرفت است كه به حقيقت و سكينة قلب راه مي برد. دانش هاي رايج، كه بر اطلاعات و ارقام و آمار استوارند، همواره دستخوش ترديد و تغييرند و تنها معرفت الهي (Jnana) است كه ترديد و تغييري در آن نيست.

[30] John murray , Hall's illustrated ... p.141

 

[31] Mudra of Touching the Earth

[32] AnnaL.. Dallpiccola , Dictionary of Hindu Lore and Legend , London, 2002

 

[33] Jan knappert Indian Mythology, New Delhi 1992 (First published 1991), pp.166-67

[34] Thomas, E.J. The life of Buddhaas Legend and History, London, 1949, pp.74-5

[35] Mark Schumacher

[36] Mudra of Salute

[37] Mudra of Respect (veneration)

[38] Mudra of Worship

 

[39] هانومان Hanuman، ميمون اساطيري و از قهرمانان حماسه مقدس رامايانا (Ramayana) است. او به علت خدماتي كه به «رام» (ايزد نامدار هندويي و تجلي هفتم ويشنو) انجام داد و او را در جنگ با «راوانا» (Ravana) اهريمن ياري نمود، مرتبه اي فرا مادي يافت و در جرگه خدايان وارد شد. تمثال هايي هانومان معمولاً در حالت اجراي «انجالي - مودرا» ديده مي شود. اين حالت حكايت از عبوديت محض او نسبت به «رام» دارد.

[40] گارودا (Garuda) پرنده اي اسطوره اي و مقدس در آيين هندويي است، كه او را مي‌توان پرندة وحي دانست. گارودا در زندگي كريشنا (از ايزدان بسيار محبوب در آيين هندويي كه به عنوان هداي عشق شهرت دارد) نقشي مهم ايفا مي كند. كريشنا بر پشت گارودا تاريخ را از ابتدايي ترين مراحل طي مي كند و همراه آن طبقات آسمان را در مي‌نوردد. گارودا در بسياري از تنديس هايي كه از وي ساخته شده، گارودارا در حالت «انجالي - مودرا» نشان مي دهد. اين پرندة اساطيري به لحاظ صفات توصيف شده از آن، «براق»، مركب پيامبر اكرم (ص) در سفر معراج را تداعي مي كند. براي مطالعة بيشتر مراجعه كنيد به «امير حسين ذكرگو،«اسرار اساطير هند» فكر روز، 1377.

[41] John Murray, pp. 133-34

 

[42] همان

[43] mark shumacher

Read 3196 times